
چند روزی رفته بودیم روستاxa0وحید هم آمده بودxa0وحید خیلی خوب استxa0هی، غیبش میزدxa0بعدا فهمیدم میرود آن پشت ها، سنگ های کلیه اش را می دهد به چمن هاxa0 (:xa0دوباره غیبش زده بودxa0دارد برمیگرددxa0xa0xa0فهمید دارم ازش عکس میگیرمxa0خجالت کشیدxa0سرش را خاراندxa0...
ادامه مطلب