امون بده
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:53
مرد
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:53
احمد عشق انگشتر خلاق در طبیعت و هوای سرد، دارد چای میخورد بیشتر از سنش مرد است خوب است که مردها، مرد باشند
عصر تلخ
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:52
عصر تلخی ما به دنیا آمدیم عصر تلخی که همه پژمرده اند چاره اش در چیست آن کس را که او، مشکلاتش طاقتش را برده اند؟ چشم هر کس حال او را فاش کرد چشم ها گویند دل ها مرده اند قلبهامان زیر پاها له شده قلبهامان هم ز غم آزرده اند گرگ ها هم فکر صیدی نیستند گرگ ها هم عاشق اند افسرده اند می رود یک روز هجرت می کن...
انار کال باران خورده
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:52
گاو، آهو، درازگوش
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:52
درمان
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:52
دردی درون سر، بغضی درون دل این دردها چرا آسان نمی شود؟ گفتی که شاد باش، تفریح کن بخند این ها مسکّن است، درمان نمی شود این کلبه تا ابد، محزون و غم کده ست تا وقت مرگ هم، گلستان نمی شود شاید که سخت این را باور کنی ولی هیچ غصه ای چو غصه ی مردان نمی شود شهرها بوی غربت انسان گرفته اند اما که هیچ جا تهران ...
کوچه ی چراغانی
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:52